سلام . این بار فکر کنم با معرفی بهتر میتونیم پیش بریم. معرفی خودم به خودم و هر کسی که دوست داره بخونه.
من متین هستم ؛ سالهاست دارم مسیر مشهد به قم و بلعکس رو طی می کنم. سالهایی که بعد از ۱۴۰۱ به وجود آمدند. دنیای اطرافم همواره پر بوده از کوپه های ۲ متر در ۲ متر قطار و همسفر هایی که فرصت آشنایی ۱۳ ساعته باهاشون فراهم میشود.
زندگی هم همین شکلیه ؛ سالها در شهر و خونه های گوناگون ولی یک شکل سپری میشه و انسان هایی که در این سفر زندگی دورانی رو با تو همسفر میشوند
از این حرف ها که بگذریم ، صد هزاران اتوبوس فدای یک تار موی قطار . امروز از ساعت ۱۴ تا ساعت ۲۰ فقطططط خوابیدم (البته به استثنای نماز) ؛ بهترین اتوبوس ایران هم چنین امکانات و قابلیت رو نداره.
انتظار داشتم کسی باهام تماس بگیره و پیگیر تأخیر یک روزه من از شروع ترم جدید بشود ولی باید سرود alone بانو بیلی آیلیش رو برای خودم بسرایم ؛ البته تا قبل از ساعت ۲۰ که حسین باهام تماس گرفت و پرس و جوی علت تأخیرم شد.
اندر احوالات وبلاگ در تفکرم ؛ فکر کنم بهتره اسمش رو عوض کنم ؛ محتوا چطور...
عکسی از من ، کوپه و چمدان که یکیمون توی تصویر نیوفتاده ( من )



